جلد سوم
کتاب زیارتگاه های استان بوشهر به تالیف غلامحسین هادی نژاد دشتی در 144 صفحه و در
تیراژ 1500 جلد توسط انتشارات وثوق وارد بازار شد.

به قلم : میثم رضایی
در این مقاله در مورد حاکمان مقتدر و قدرتمند این استان می نویسم که بوشهر را تبدیل به قطب اقتصادی کشور و فرهنگی در زمان خود تبدیل کردند .آنانی که بوشهر را به اوج زیبایی و اقتدار خود نزدیک کردند و علم و هنر را یاری رساندند و البته آنانی که در دفاع از وطن خون و جان و مال خویش را آزادانه تقدیم کردند.
دشتی :
خاندان خورموجی:
یکی از مقتدرترین خاندان های موجود در دشتی خاندان خورموجی بوده اند که بنا بر روایت های تاریخی اصالتا ساکن خورموج وحتی قبل از سلاطین قاجار نیز ساکن خورموج بوده اند وسابقه حضورشان در دشتی به دوره زندیه برمیگردد. از علمای این خاندان می توان از میزا جعفر خان خورموجی حقایق نگار فرزند میرزا ابو الحسن خان فرزندمیرزا محمدبیگ نام برد که جد اندر جد در خورموج ساکن بودند واز قرن دوازده هجری حکومت خورموج وکلیه نواحی دشتی را به عهده داشتند. این خاندان باحمله حاجی خان پدر محمدخان به خورموج از صحنه ی قدرت کنار رفتند . میرزا حقایق نگار خورموجی مورخ کتاب ناصری بود و این شخص کسی بود که در کتابش قتل امیر کبیرفراهانی ، وزیر ناصر الدین شاه را فاش کرد.
خاندان دشتی:
نسبت خاندان دشتی به فارس بن شهبان از نجد می رسد که در قرن هفتم هجری وارد سیراف شدند و سپس به منطقه دشتی کوچ کردند واز طرف اتابکان فارس به حکومت رسیدند.
در سده هفتم هجری ، همزمان با حكومت اتابكان سلغری در فارس ،مردی به نام فارس بن شهبان از ال برنجه ، به دنبال رنجشی كه در عربستان برایش پیش آمده بود از نجد عربستان به ایران مهاجرت كرد. اتابكان فارس ورود فارس بن شهبان را غنیمت شمرده، نواحی كنونی دشتی را برای سكونت او و خاندانش در نظر گرفتند. و به مناسبت نزدیكی شرایط آب و هوا و نزدیکی خاك به ماًمن، ایشان مسكن جدید خود را به واسطه وجود جلگه و دشت ، دشتی نام گذاردند. از آن پس اولاد و اعقاب فارس بسیار شد و در سرتاسر خاك پهناور و حاصل خیز دشتی مقیم شدند.
. از جمله
افرادی که در دشتی به قدرت رسیدند محمدخان دشتی بود. وی از طایفه حاجیانی ها بود
که در مورد مهاجرتشان به دشتی روایت های متفاوتی وجود دارد. برخی بر این نظر هستند
که ایشان باتفاق شیخیانی ها از سمت نجد عربستان به نواحی دشتی آمدند و در حدود
سواحل مند معروف به مندستان ساکن شد. گروهی نیز بر این اعتقادند که شیخیانی ها از
نواحی نجد عربستان..وحاجیانی ها از بحرین به دشتی مهارجرت کردند. شیخیانی ها در ناحیه
ای درشمال رود مند اقامت گزیدند وحاجیانی ها در جنوب رود مند ساکن شدند.
به هر حال سومین طایفه دشتی همان شیخیانی ها هستند که گویا از نواحی
نجد عربستان به نواحی اطراف رود مند ودرشمال این رود ساکن شدند ولی بعدها تابع
حکومت حاجیانی ها که همان حاجی خان ومحمدخان دشتی است شدندو در دوره قاجار وپهلوی
نیز در ناحییه شیخیان دشتی درشمال رود مند روستای بزرگی را بنام طایفه خود بنا نهادند.
از بزرگان خاندان دشتی:
از بزرگان خاندان دشتی می توان از محمد خان دشتی نام برد. وی مردی اهل علم و فضل بود که باعث پیشرفت علمی زیادی در دشتی شد و در دوره او بیش از شصت شاعر می زیسته اند و همگی تحت الحمایه ایشان بودند.
فایز دشتی دوبیتی سرای معروف ایران نیز از همین خاندان بود.
دومین شهر تنگستان است که از لحاض شجاعت و جنگاوری در منطقه زبانزد هستند :
تنگستان:
خاندان تنگستانی:
جد بزرگ خاندان تنگستانی ، حسن مشکور، همراه قبیله اش از نجد (در جنوب عربستان ) به تنگستان ایران مهاجرت کردند و خیلی زود به یکی از ارکان مهم سیاسی و اقتصادی آنجا تبدیل شدند. بزرگان این خاندان قلعة مستحکمی با باروهای بلند و خندق عمیق در لیلک احداث کردند و آن را مقر اصلی خاندان قرار دادند. پس از مدتی لیلک مرکز اصلی تنگستان گشت . در پی تلاش رئیس احمدشاه تنگستانی ، پدر باقرخان ، در به قدرت رساندن کریم خان زند، قدرت و محدودة حکمرانی خاندان تنگستانی افزایش یافت . پادشاهان زند و قاجار و حکمرانان محلی منطقه از آنان حمایت می کردند و غالباً در مأموریتهای دشوار نظامی برای سرکوب دشمنان داخلی یا خارجی از قدرت آنان بهره می بردند.
بزرگان این خاندان:
از بزرگان این قوم می توان از احمد خان تنگستانی نام برد. کسی که با تمام وجود در برابر انگلیسها به دفاع پرداخت و به درجه رفیع شهادت رسید که این شعر معروف را در مورد این سردار شهید می خوانند.
خبر امد که تنگستان بهار است
زمین از خون احمد لاله زار است
خبر بر مادر پیرش رسانید
که احمد یک تن دشمن هزار است
خاندان فولادی:
اما
خاندان مهاجری که توانستند زمام امور را بدست بگیرند اعراب فولادی بودند. پر رنگ
شدن حضورشان بیشتر در دوره ی افشاریه است. آثار به جا مانده از قلعه ها در حومه
عالی چنگی مثل بتلی و غیره از اعراب است که با آمدن اعراب فولادی عرصه بر اعراب فوق
الذکر تنگ شد گرچه هر دو طیف از اعراب بودند اما اختلاف در مذهب داشته اند. اعراب
فولادی با سکونت در تنگستان به تنگستانی معروف گردیدند.
مورخی مانند علی مراد فراشبندی سر سلسله این دودمان را در کتاب خاندان
تنگستانی، حسن مشکور می داند ولی اعقاب اعراب فولادی فردی به نام فولاد جد اعلای
خود می دانند و در فارسنامه ناصری که به این خاندان اشاره کرده نامی از حسن مشکور
یا فولادی نمی باشد بلکه اول کسی که از این خاندان نام می برد احمد است. در بخش
دوم جلد چهارم تاریخ روضه الصفاتألیف میر خواند در مطلبی تحت عنوان ذکر محاربه با
اعراب نوشته است که جناب مبارزالدین محمد که از بم فارغ گشت دست اعراب را کوتاه
کرد در اینجا سلسله اعراب را کسی به نام حسن فولاد می داند این واقعه به سال اتفاق افتاده است. دور از ذهن نیست که این عرب
همان سر دودمان این طایفه باشد.
از بزرگ این خاندان می توان:
زایر خضر خان اهرمی
خاندان قائدی و طایفه دهداری:
از جمله طوایف تنگستان که در متون تاریخی از آن ها نامی به میان آمده است طایفه قائدی و طایفه دهداری است این دو طایفه نیز بر قسمتی از تنگستان فرمانراویی کرده اند. آغاز فرمانروایی آن ها به دوره افشاریه بر می گردد اما تفاوت اساسی این طوایف با طوایف دیگر این است که از اعراب مهاجر نیستند بلکه قائدان از فارس که خود تنگستان نیز جزء فارس بوده است به این کیان کوچ کرده اند و دهداران از دهداری دشتستان. در صفحه 77 کتاب سرزمین های شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان نوشته محمدعلیخان کبابی آمده است: «طایفه قائدان و دهداران از سکنه قدیمی اهرم و خاییز محسوب می شوند قایدان از اهل ممسنی و دهداران از اهل دهدار شبانکاره باشند از دهدار بدو ا حاج محمد طاهر نامی به آن حدود آمده و از نادر شاه به ازای خدماتی که به آن دولت کرده اهرم و خاییز را به مالکیت یافت. سلاطین زند و بدایت قاجار هم فرمان نادر شاه را امضا کرده اند و قایدان بنیان و تل گر گویی را آباد کرده اند و دهداران گشی را آباد نمودند و اول کسی که از قایدان به آن حدود آمد حاج علی مراد خان بود سه موضع اهرم را به سه موضع خاییز قسمت کرده اند دهیران به بنیان و ده میان به تل گر گویی و خرکستان را به کشی د ادند و آن دو طایفه را خوانین تنگستانی استیصال داده و املاکشان را بردند.» البته علاوه بر قائدان که از ممسنی آمده اند گروه دیگری با شهرت ممسنی در تنگستان زندگی می کنند.
بوشهر:
خاندان ال مذکور:
تاریخ حكومت اولین فرد از این خاندان یعنی شیخ ناصر ابومهیری، با ایجاد شهر جدید بوشهر در زمان نادرشاه افشار (1160 –1147 هـ ق) ، آغاز می گردد.
شیخ ناصر از طایفه ابومهیر مسقط عمان ، و به قول كازرونی، از " بر عربستان" ، مقارن پادشاهی نادرشاه از دیار خویش مهاجرت كرده و در ریشهر ( 2 فرسخی جنوب شرق بوشهر كنونی) سكنی گزید. نادرشاه، وی را به دلیل مهارت دركشتی سازی و آشنایی به فن دریانوردی به عنوان ناخداباشی كشتی های نادرشاهی در خلیج فارس تعیین كرد. در 1150 هـ ق / 1737 م شیخ ناصر به دلایلی چند از ساكنین ریشهر رنجیده خاطر شد و به دهكده لیان واقع در جنوب شبه جزیره بوشهر كنونی، كوچ كرد. لیان تا این زمان دهكده ای بیش نبود و غالب سكنه آن ماهیگیر و تجارت پیشه بودند. تا اینكه در همین سال 1150 هـ/ 1737 م ، طرح " شهر جدید" توسط شیخ ناصر ریخته شد. به تدریج اهالی آبادی ریشهر نیز به بندر بوشهر نقل مكان كردند. دیری نگذشت كه بندر بوشهر، مركز نیروی دریایی ایران در خلیج فارس گردید. نادرشاه علاوه بر تشكیل نخستین نیروی دریایی ( به وسیله لطیف خان ، دریا بیگی نادر) ، دستور تأسیس كارگاه كشتی سازی نیز به سرپرستی " جان التون" انگلیسی در بوشهر داد. به دلیل مشكلات فراوان از جمله فقدان الواركافی، كارگاه كشتی سازی بعدها به صورت تعمیرگاه كشتی درآمد. بدین ترتیب از این به بعد بوشهر به عنوان یكی از بنادر مهم خلیج فارس گردید.
از بزرگان این خاندان:
شیخ ناصر ال مذکور بود که باعث شکوفایی و عمران شهر بوشهر گردید و به یکی از مناطق بزرگ اقتصادی در خاورمیانه تبدیل کرد.
خاندان چاهکوتاهی:
شیخحسین،
ملقب به سالار اسلام، ضابط دهستان چاهكوتاه و از مبارزان معروف جنوب
ایران با نیروهای انگلیسی در جنگ جهانی اول. وی در 1273 زاده شد. اجدادش
از منطقه نجد عربستان به جنوب ایران مهاجرت كرده و در آبادی چاهكوتاه
سكونت گزیده بودند. با افزایش نفوذ خاندان دموخ در جنوب ایران، حكومتهای وقت
ضابطی چاهكوتاه را بهصورت موروثی به آنها واگذار میكردند.
شیخحسین دموخی، پدربزرگ چاهكوتاهی، نیز در مقابله
با تجاوز نظامی انگلستان به ایران در 1273، مؤثر بودحكومت بنادر، از خانهای
چاهكوتاه برای مقابله با ناآرامیهای محلی كمك میگرفت.
چاهكوتاهی پس از مرگ پدرش، شیخاحمد دموخ، بر
برادران خود فائق آمد و جای پدر را گرفت. وی پس از كسب قدرت، درصدد نزدیكی
با احمدخان دریابیگی و نمایندگان بریتانیا در كنسولگری بوشهر برآمد و در رسیدن
به این هدف موفق شد.
بزرگ این خاندان:
شیخ حسین چاهکوتاهی دموخ که در جنگ با انگلیسیها به شهادت رسید.
دشتستان:
خاندان شبانکاره:
ملک اردشیر (742 تا 756ق) در سال 756 ق از امیر مبارزالدین
محمد از سلسله آل مظفر شکست خورد و سلسله شبانکاره منقرض و پخش و پراکنده شدند.
یکی از طایفه های این خاندان به دشتستان کوچ کرده یا تبعید شدند و در این جا
ماندگار شدند و گویا اولین بار در نزدیکی های زیراه و سپس در شبانکاره ساکن
گردیدند. فارس نامه ابن بلخی تعداد طایفه های شبانکاره را پنج تا به نام های
اسماعیلیان، مسعودیان، کرزوبیان، رامانیان و اشکانیان نوشته است. برخی بر این
باورند که چون نام اسماعیل بارها در سلسله شبانکاره های دشتستان تکرار شده طایفه
ای که به این جا آمده اسماعیلیان بوده است. فرمانروایان سلسله شبانکاره در شجره ها
نسب خود را به اردشیر بنیانگذار سلسله ساسانی می رساندند. محمد بن علی شبانکاره ای
در کتاب خود به نام ( مجمع الانساب) می نویسد " بدان که غرض از تقدم ملوک شبانکاره
بر دیگر ملوک آن است که نسب آن ها در نزد همه اهل علوم انساب محقق و ثابت است و شکی
در آن نیست که ایشان از نوادگان اردشیر بابک ساسانی اند و خیلی کتاب بدان مسطور و
مذکور است و شجره انساب آن ها که از مظفرالدین محمد بن مبارز تا به حضرت آدم رسد
نزد ائمه و اهل تاریخ درست و منقح شده است" از زمانی که خاندان شبانکاره ای
وارد دشتستان شده اند تا زمان آخرین اُمرای این سلسله که در این سرزمین حکومت
کردند یعنی تا زمان اردشیر خان و ملک منصور خان نزدیک به 20 نسل آن ها در منطقه
شبانکاره و سعدآباد ( زیراه) زیستند.
خاندان حیات داوودی:
حیاتْ
داوودى، خاندان یا طایفه اى از لرها كه در ناحیه حیات داوودِ دشتستان استان بوشهر
در جنوب ایران زندگى مى كنند.
زبان حیات داوودی ها فارسى با گویش لرى است و مذهب آنها
شیعه هستند.
حیات داوود ناحیه اى در حاشیه شمالى خلیج فارس است كه میانه دو شهرستان دیلم و شهرستان بوشهر شامل مىشود 3).
بنابراین، قلمرو حیات داوود، واقع در دشتستان، كوچكترین
ناحیه لرنشین است و مرزهاى جنوبى آن به سواحل خلیج فارس منتهى مى شود یكى از بنادر مهم این ناحیه بندر ریگ* است كه اعتمادالسلطنه قدمت آن را تا دوره اسكندر مقدونى دانسته است.
حیات داوود یكى از چهار گروه لر بزرگ به شمار آمده است
و سه گروه دیگر، لرهاى بختیارى، لرهاى كهگیلویه و لرهاى ممسنى هستند. ولى آنها اصل
خود را از طایفه حیات غیبی هاى خرّم آباد و در نتیجه از لر كوچك مى دانند. شجره حیات
غیبی هاى خرّم آبادِ لرستان به پیر شمس الدینبن على بن محمد بن احمد حیات الغیب مى رسد كه
از علماى قدیم لرستان بود و اینك مقبره اش در دهستان تَشْكَن شهرستان خرّم آباد است.
در اوایل دوره صفوى، بخشى از طایفه حیات غیبى از طایفه خود جدا شدند و از دیار خود
هجرت كردند و به دشت داوودى رفتند و با تصرف كل ناحیه، آن را بلوك حیات داوود
نامیدند و خود را حیات داوودى خواندند .مقدسى در نیمه دوم از دشت داوودى در یك
منزلى گناوه نام برده است.
کنگان:
خاندان نصور:
دیرینگی بافت تاریخی کَنگان به دورهی حکومت اعراب برمی گردد، شهر کَنگون در دوران گذشته پایگاه حکم قبیله بنی خالد النصوریین (قسمت غربی) بوده که در سده نهم هجری از صحرای نجد به (الیعیمیة) در شمال قطیف در عربستان سعودی میروند و پس از مدتی به زباره میروند واز آنجا نیز به بر فارس مهاجرت میکنند. در ابتداء امر در جایی بنام «کلاتو» مستقر شدند وبعد از مدتی به «کَنگون» نقل مکان کردند. در این هجرت دو گروه بنامهای «آل بوسفر» و «آل مره» به همراه داشتند. بعد از استقرار در «کنگان» شروع به ساختن خانه وآشیانه نمودند، خانههایی قدیمی وجود دارد که از سنگ و کاهگل وگچ ساخته شدهاست.
منابع:
کتاب فرهنگ نامه بوشهر نوشته دکتر حمیدی
با استفاده از اطلاعات استاد هاشمی زاده
رك، ویلم فلور: صنعتی شدن ایران و شورش شیخ احمدمدنی.
محمد ابراهیم كازرونی: تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس
زیز اسمان دشتستان سیروس انصاری شماره 577
http://www.ettehadjonoub.ir/Archive/?News=1124
فایز دشتی نوشته مصطفی فخرایی
احمد فرامرزی، شیخ حسینخان چاه كوتاهی در جنگ مجاهدین دشتستان و تنگستان با دولت انگلیس به كوشش قاسم یاحسینی، تهران 1377 ش.
سفرنامه سدید السلطنه: التدقیق فی سیرالطریق، چاپ احمد اقتداری، تهران 1362 ش
تنگستان و قومیتها شماره 175
http://www.bairami.com/Archive/?News=1179
جواد صفىنژاد، لرهاى ایران : لر بزرگ، لركوچك، تهران 1381ش
جنوب ایران به روایت سفرنامهنویسان، همان؛
محمدجعفربن محمدعلی خورموجی ، حقایق الاخبار ناصری ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران 1363ش
سفرنامة بنادر و جزایر خلیج فارس ، از مهندسی ناشناخته ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1367ش
علیمراد فراشبندی ، خاندان تنگستانی ، ] تهران 1355ش
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ایران(ایكنا)، مقبره متبركه سید حیدر گمارونی در فاصله 700 متری ضلع شمال غربی روستای بیبی حكیمه(س) در دامنه كوه سفید مشهور به زرد بهبهان(گچساران) در قبرستان قدیم و جدید روستا واقع شده است. صاحب بقعه یكی از سادات بافضل آبادی گمارون شهرستان گناوه است كه حدود سال 1338 (ه.ق) برای زیارت حرم مطهر حضرت بیبی حكیمه(س) و تبلیغ احكام اسلامی به این منطقه سفر كرده بود.
در كتاب دائرةالمعارف شجره آل رسول، جلد ششم ،نوشته «سید علی موسوی نژاد سوق» در مورد این بقعه متبركه این چنین نوشته شده است: نقل است سید حیدر به علت پیاده روی و خستگی راه و مسمومیت ناشی از غذایی كه در یك مهمانی از حرام بودن آن شك داشت، سخت بیمار شده، وقتی به در خانه یكی از خادمین به نام (خلیفه) عیسی پرستش در روستای بیبی حكیمه(س) وارد میشود، چنین بیان میكند در در منزل یكی از عشایر كوچ رو غذایی خوردم كه بعد متوجه شدم اشكال شرعی داشته، به همین علت تا فردا خواهم مرد، وصیت دارم شما همین الان خانواده و بستگانم را در روستای گمارون گناوه اطلاع دهید تا آنها به همراه خود كفن بیاورند و مرا خود، كفن و دفن كنند و در قبرستان همین روستا به خاك بسپارند.»
ایشان سپیده دم صبح روز بعد تسلیم حق شد و توسط منسوبین در دامنه كوه در قبر منفردی به خاك سپرده شد. بعد از فوت سید حیدر، مردگان جدید در قبرستان قدیم دفن نشدهاند، بلكه به عنوان تبرك در جوار این سید والامقام دفن شدهاند. در سالهای اخیر، بستگانش بر روی تربتش اطاقی 4*3 متر با گنبدی مخروطی پهن با سنگ و گچ احداث كردهاند. این بقعه در حال حاضر به صورت زیارتگاه درآمده كه اكثر اوقات از قراء قصبات شهرهای بندری و اطراف و حتی زوار حضرت بیبی حكیمه(س) به زیارت آن میآیند.
یادآور میشود،روستای بیبی حكیمه(س) از شما به حرم مطهر حضرت بیبی حكیمه(س)، از جنوب به كوه ازار و روستای گربهای(والفجر)از دهستان لیراوی ، از مغرب به كوه دهك و سیاهمكان و از مشرق به تأسیسات بهرهبرداری شركت نفت در دهستان لیراوی محدود است. منطقه بیبی حكیمه قبلاً به ماهور میلاتی معروف و شهر باستانی مجاور آستانه به میشان شهرت داشت.
| نام پدر : | فرج |
| محل تولد : | دیلم روستای بیدو (لیراوی) |
| محل سكونت : | دیلم روستای بیدو (لیراوی) |
| تحصیلات : | دانشجو ی مکانیک |
| یگان خدمتی : | سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران |
| مسئولیت : | رزمنده بسیجی |
| استان : | کهگیلویه و بویر احمد |
| شهرستان : | محل اعزام گچساران |
| تولد : | 1340/4/1 |
| شهادت : | 1361/1/4 |
| محل شهادت : | شوش |
| محل مزار مطهر شهید : | روستای امامزاده عبدالله (بندر مهروبان)![]() |
فرزند: موسی
سال تولد: 1334
ش.ش: 607
تحصیلات: لیسانس معارف والهیات- فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی -دانشجوی دکتری تاریخ ایران
از سال 1357 وارد نظام آموزش و پرورش در مقطع ابتدایی ، راهنمایی ودبیرستان تدریس داشته و مدیر بوده ام در سال های 1361 تا 1367 سه بار به جبهه های حق علیه باطل اعزام شدم . دوبار به عنوان معلم نمونه و سپس معلم خبره انتخاب گردیدم.
از سال 1355 وارد عرصه فرهنگ مردم شدم و به عنوان عضو افتخاری واحد فرهنگ مردم صدا و سیما به جمع آوری فولکور و ادبیات عامه مردم استان های جنوبی تاکنون مشغولم . عضو انجمن میراث فرهنگی بوده و تا کنون ده کتاب من تالیف شده و چند کتاب در دست تالیف دارم. دو اثر من به عنوان اثر برتر سال در شورای پژوهشی انتخاب شده است و تشویق و تقدیرهای متعددی از ادارات و ارگان ها در زمینه تدریس ، مدیریت و پژوهش تحقیق دارم. از مهر 1386 به درجه ی بازنشستگی آموزش پرورش نائل گردیدم.
از سال 1378 دروس معارف-تفسیر-ادبیات - مدیریت امور فرهنگی را در دانشگاه های بوشهر(دانشگاه آزاد-پیام نور-علمی کاربردی مراکز عالی-مرکز آموزش و پرورش استانداری) تاکنون تدریس می نمایم و به عنوان عضو هیأت علمی مدعو دانشگاه می باشم.
در سال 1385 به عنوان استاد نمونه گروه معارف اسلامی معرفی شدم.به جز مدارک دانشگاهی مجوز تدریس دروس معارف اسلامی <<متون اسلامی>> از دفتر معاونت امور اساتید قم بوده و دارای کارت بسیجی فعال و تقدیر نامه های امام جماعت مدارس بوده ومدرس دروس توسعه وترویج فرهنگ نماز-آیین نگارش و مکاتبات اداری- استفاده از ظرفیت های ذهنی-گزارش نویسی-خلاصه سازی مکاتبات اداری-معارف و....در سطح ادارات و ارگان های اداری استان بوشهر هستم. هم اکنون هم در دانشگاه های بوشهر و شهرستان ها ادامه دارد و همچنین به عنوان عضو شورای موسسان مناطق جنوب کشور ورئیس شورای هماهنگی موسسان مدارس غیرانتفاعی کشور می باشم.
استاد راهنمای بیش از 20 پایان نامه ی دانشجویان در دانشگاه آزاد
استاد راهنمای چند پایان نامه در حوزه علمیه خواهران گناوه
- رئیس کانون انجمن های صنفی استان بوشهر
- عضو هیأت نظارت اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر
- عضو شورای فرهنگی اداره آموزش و پرورش استان بوشهر
- عضو هیأت سنجش موزش و پرورش استان بوشهر
- عضو شورای حل اختلاف اداره کار و تعاون استان بوشهر
- 2 دوره بازرس کانون کشوری
اکنون :
عضو کانون انجمن های صنفی کارفرمایی آموزشگاه های فنی و حرفه ای کشور
عضو هیأت نظارت سازمان فنی و حرفه ای کشور
موسس و مدیر مجتمع آزاد فنی و حرفه ای استاد بوشهر در حرفه : مدیریت - پلاگوژی - کارآفرینی
( رشته های : خدمات آموزشی - امور اداری - صنایع)
مدرس : روش نوین تدریس و مدیر آموزشگاه )
نام پدر: علی
تاریخ تولد: ۱۳۴۴/۰۲/۰۴
تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۰۵/۲۳
محل تولد: آبادان
محل شهادت: کرخه
نام پدر: خزعل
تاریخ تولد: ۱۳۲۸
تاریخ شهادت: ۱۳۵۹/۰۸/۰۳
محل تولد: آبادان
محل شهادت: آبادان
نام و نام خانوادگی: خلیل لیروایانپورعلى
نام پدر: طالب
تاریخ تولد: ۱۳۴۶/۰۱/۱۴
تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۰۴
محل تولد: اهواز
محل شهادت: —–
وصیتنامه:
«بسم الله الرحمن الرحیم»نام و نام خانوادگی : همول خانم لیراوی
نام پدر: علمدار
تاریخ تولد : ۱۳۰۰/۰۸/۰۵
تاریخ شهادت : ۱۳۶۲/۰۸/۱۴
محل تولد : بهبهان
محل شهادت : بهبهان
زندگینامه :
بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا ًبل احیاء عند ربهم یرزقون.
شهید همول خانم لیراوی در سال ۱۳۰۰ در بخش سردشت زیدون از توابع شهرستان بهبهان پا به عرصه وجود گذاشت . وی همیشه روحیه کار و زحمت را داشت و هیچگاه از کار خانواده احساس خستگی نمی کرد و در رابطه با تربیت فرزندان تلاش و آنها را با آداب و اخلاق اسلامی آشنا و نسبت به فرائض دینی توجه زیادی داشت و فرزندان را به عبادات الهی تشویق و سفارش می نمود . سرانجام در تاریخ ۱۴/۸/۱۳۶۲ پس ا زعمری تلاش بر اثراصابت موشک صدامیان بعثی به شهرستان بهبهان ، به فیض شهادت نائل آمد .
(عکس از آلبوم خانوادگی دوست خوبم آقای مهدی شفیعی مربوط به جشن چهارم آبان ۱۳۴۵دبیرستان هدایت دیلم.
از چپ به راست آقایان حاج عبدالرسول بشیری، حاج عبدالنبی صادقی، عباس دیلمی پور و محمد زاهدی پور)
منبع: وبلاگ دیلمییل
جلد سوم
کتاب زیارتگاه های استان بوشهر به تالیف غلامحسین هادی نژاد دشتی در 144 صفحه و در
تیراژ 1500 جلد توسط انتشارات وثوق وارد بازار شد.
درفرازی
از مقدمه این کتاب مانا که توسط دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم گیلانی نسبشناس
مشهور ایرانی نگاشته شده است، چنین آمده است:«نقش علویان در تشیع ایرانیان با نگاهی
به مزارات ایران،قیام های علویان در ایران و نقش آنان در بسط تشیع،مذهب علویان
ایران و نقش آنان در شکل گیری اعتقادات اهالی،تاثیر بقاع متبرکه در آداب،فرهنگ و
عادت مردم،بقاع متبرکه و جلوه هنرهای اسلامی،مشاهیر مدفون در بقاع متبرکه،معرفی
بانیان،عامران و واقفان بقاع متبرکه،علل تغییر نام شهرها و روستاها به نام
امامزادگان و بقاع متبرکه،علل تغییر شهرها و روستاها به نام امامزادگان و بقاع
متبرکه،خاندان های برخاسته از امامزادگان ایران،پیوند حکام وپادشاهان با
علویان،تقسیم بقاع متبرکه که از لحاظ نسب و سرانجام نسب شریف امامزادگان و
علویان،تقسیم بقاع متبرکه که از لحاظ نسب و سرانجام شریف امامزادگان و صدها موضوع
زیبا وخواندنی که می توانست طرح آن در جامعه فرهنگ دوست ما،نقش بقاع متبرکه را
پررنگ کند و تنها امامزادگان عالیمقام به عنوان یک بقعه معرفی نشوند.
پژوهشگران
با ذوق و فداکاری همچون مولف این مجموعه،که یک معلم دلسوزو نام آشنا در استان بوشهر
است،تنها به جهت عشق به بقاع متبرکه و علاقه به فرزندان رسول خدا(ص)و ثبت نام ونشان
آنان با کمترین بضاعت،توانسته است بقاع متبرکه استان بوشهر را جمع آوری و با بضاعتی
که داشته است آن را تدوین نماید،بجاست مسوولین اوقاف و نیز مراکز فرهنگی استان
بوشهر،با خرید این کتاب ایشان را جهت تالیف دفتر چهارم این مجموعه یاری
فرمایند.
غلامحسین هادی نژاد دشتی که اهل کاکی از توابع شهرستان دشتی است،
بعنوان مولف کتاب زیارتگاه های استان بوشهر دربخشی از پیش گفتار چنین گفته است: آن
چه پیش روی شماست،دفتر سوم از کتاب زیارتگاه های استان بوشهر است.
اکنون که به
حمد الله توفیق نصیب شده، دفتر سوم تقدیم دوستان می شود. امید است که این دفتر در
کنار دفترهای دیگر بتواند پاسخ گوی انتظارات و نیازهای خوانندگان گرامی باشد.
در
این دفتر-همچون دو دفتر پیشین-چهل زیارتگاه به ترتیب الفبا و بدون در نظرگرفتن
پیشوندها و القاب،معرفی شده است.
روال کار هم مانند دو دفتر قبلی است؛بدین ترتیب
که ابتدا موقعیت جغرافیایی بقعه یا امامزاده بیان و آن گاه به مواردی چون معماری،
تاریخچه،خفته در آن،امکانات و... اشاره شده و در پایان، فهرست منابع و ماخذ وتصاویر
بقاع وامامزادگان آمده است.
هاد ی نژاد در پایان پیشگفتار چنین عنوان داشته
است:این پیشگفتار را با سپاس و امتنان از بزرگوارانی که در فراهم آوردن مطالب و
محتویات این دفتر و چاپ و نشر آن مرا یاری فرموده اند،پایان داده و از همه آن ها
تشکر می کنم.
به همین بهانه گفتگویی کوتاه با مولف کتاب وزین زیارتگاه های استان
بوشهر داشتم که وی گفت: علاوه بر این جلد چهارم این کتاب، چند جلدی نامداران استان
بوشهر، دشتینامه وکاکی نامه نیز آماده چاپ دارم.
هادی نژاد افزود: تاریخ علم و
ادب استان بوشهر در ایران بمثابه قله رفیعی است و شعرا و هنرمندان مشهوری را در
تاریخ ادبیات ایران با نام بوشهری میشناسیم.
وی اضافه کرد: با توجه به تاریخ
کهن استان بوشهر، موضوعات و سوژههای تاریخی زیادی را میتوان برای تحقیق و انتشار
پیدا کرد.
شایان ذکر است جناب هادی نژاد جهت چاپ این کتاب، سختی های فراوانی را
متحمل شده و بدون اغراق پشتکار این مولف گران ارج ستودنی و قابل ستایش است.تا
آنجایی که نگارنده این سطور اطلاع دارد وی برای تهیه تصاویر و گرد آوری عمده مطالب
این اثر فاخر بوسیله موتور سیکلت و هزینه شخصی در گرمای طاقت فرسای تابستان به اقصی
نقاط استان سفر کرده است؛ولی متاسفانه تاکنون از تلاش های فرهنگی وی هیچگونه تقدیر
و تشکری بعمل نیامده است!!
گفتنی است تاکنون علاوه برجلد اول و دوم و سوم کتاب
زیارتگاههای استان بوشهر، کتاب مرغ باغ ملکوت و البته مقالات پرشماری از وی در
جراید استانی و کشوری به چاپ رسیده است.
گزارش از
محمدجواد غریبی (وبلاگ) / اسکن عکس جلد کتاب از دوست محققم سید محمد فاطمی نژاد
شنبه 19 آذر 1390
مدیر وبلاگ: علیرضا خلیفه زاده طبقه بندی: دیلم پژوهی ،
سید حسن رضوی







شنبه 12 آذر 1390
مدیر وبلاگ: علیرضا خلیفه زاده طبقه بندی: دیلم پژوهی ،
کتاب هویت فرهنگی مردم منطقه زیدون به همت مسعود گنجی در سال 1389 منتشر شده است و به تشریح منطقه ای در خوزستان اختصاص دارد و در زیر مفدمه این کتاب را به فلم نویسنده می خوانیم:
برای تهیه کتاب با نویسنده نماس بگیرید.
نتیجه ی پژوهشی میدانی دوساله مبتنی بر مشاهده مشارکتی همراه با پرس و جو در منطقه زیدون از استان خوزستان است که به دلیل انجام نشدن پژوهش های اجتماعی در گذشته و نبود اطلاعات اسنادی از این منطقه مهم در استان خوزستان لزوم آن احساس می شد.از این رو بعد از به پایان رسیدن این پژوهش تصمیم به انتشار آن گرفتم(1390) تا نتایج این تحقیق به دیگران نیز انتقال داده شود و امکان استفاده از آن برای پژوهشگران علوم اجتماعی و علاقه مندان وجود داشته باشد.
مقدمه
« علم را در زنجیرکنید »( مجلسی،1385، 151) این گفته ی پیامبراکرم(ص)
است که وقتی از او پرسیدند: زنجیرکردن علم چگونه است؟ فرمودند : « نگارش
آن».
این جمله اهمیت ضبط و نگارش و حفظ علوم مختلف را می رساند و بیان گر آن است
که هر نکته جدیدی که آشکار شد باید آن را ثبت کرد تا در اذهان کل اجتماعات
باقی بماند و نه تنها برای خود فرد مشخص گردد.
وقتی درکتب به مطالبی برمی خوریم که حتم داریم اینها ازجانب دانشمندان
ایرانی مطرح شده است و یا این که مواردی است که جز میراث ما می باشد؛ حال
به اسم غرب، آن هم دردوره ی قرون وسطی و درانحطاط غرب و اروپا و یا به اسم
کشورهای دیگر به ثبت رسیده است، همزمان که آهی برزبان می آوریم در ذهن خود
مرور می کنیم«چگونه ما نتوانسته ایم از میراث خود حفاظت کنیم ؟»
نمونه ی این موارد را می توان در نام خلیج فارس مشاهده کرد که بر اثر عدم
مدیریت و عدم توجه مسولان امر، کشورهای عربی چشم طمع به آن دوخته اند.
بحث از انسان و اجتماعات انسانی و شیوه های زندگی آنها نیز جدا از این امر
نمی تواند باشد. مشکل اساسی در اینجا خود را نشان می دهد و آن تصور این که
ما چشمان نزدیک بین داریم و حال آنکه در آن طرف دریاها و در باختران،
مردمان، اندیشمندان و متفکرین چشمان دوربین دارند و نه تنها پیش پای خود
بلکه در ماورای زمان را نیز پیش بینی می کنند و داعبه و دغدغه ساختن
جهان را دارند. امروزه در کشورهای دوراندیش، پایه ی همه برنامه ها و
تصمیمات بر علوم اجتماعات و روابط و فرهنگ ها بنا شده است و برنامه های خود
را آنچنان بنا می کنند که با فرهنگ و اجتماع مورد نظر بیشترین هماهنگی را
داشته باشد تا بهترین عملکرد و بهره را داشته باشد؛ حال آن که ما به فرهنگ و
تمدن و اندیشه خودی هیچ ارزشی نداده و آن ها را در زمره ی یک رفتار عادی و
گذران ایام، تلقی می کنیم. پایین بودن میزان ورود گردشگر به کشور، آن هم
به میزان بسیار، مانند خورشید که منظومه شمسی را روشن می کند این موضوع را
نمایان می سازد. این درحالی است که کشورهایی محور گردشگری در دنیا شده اند
که هیچ پیشینه فرهنگی مهم یا تمدنی نداشته اند. این موضوع را بارها از
رسانه های گروهی شنیده ایم. تحقیق در ثبت و ضبط هویت فرهنگی اجتماعات و
مناطق مختلف کشور، علاوه بر این که اجازه ی فراموشی آن فرهنگ را در اذهان
نمی دهد باعث می شود که فرصت ها و محدودیت ها را در آن اجتماع شناخته و
بتوان با توجه به آن، هرگونه برنامه ریزی که برای منطقه لازم و ضروری به
نظر می رسد آن هم با بهره وری و سازگاری بسیار بالا عملی کرد.
باید این را در نظر داشته باشیم که با گذر ایام، این فرهنگ ها دیگر یک
روزمرگی نخواهند بود بلکه یک میراث واقعی محسوب می شوند. از این رو قصد
دارم این تحقیق را در زمینه هویت فرهنگی انجام بدهم و از آنجایی که به
زادگاه خود بسیار علاقه مندم آن را درباره ی منطقه ی زیدون از توابع
شهرستان بهبهان در کنار رودخانه زهره انجام خواهم داد. امیدوارم بتوانم ذره
ای از فرهنگ این منطقه و پیشینه فرهنگی آن را برای ثبت در بین فرهنگ های
منطقه ای و تاریخ به روی کاغذ بیاورم .
بگذارید اینطورادامه بدهم، هنگامی که 8 یا 9 ساله بودم و در دبستان
ابوریحان بیرونی در روستای چشمه مراد یکی از روستاهای منطقه ی زیدون در
پایه دوم درس می خواندم، ایام بهار بود با برادرم برای دیدن دوستان و فامیل
به روستای مجاور(دارعلا یی) رفته بودیم، آن جا شنیدیم که مردم برای پیدا
کردن عتیقه یا مهره و چیزهایی شبیه به آن به روستا یی که در مجاورت دارعلا
یی بود یعنی ((تل گوینه)) رفته اند. بعد از پرسش فهمیدم که هرساله بعد از
بارش باران به علت شستن خاک زمین و خرابه ها مردم برای پیدا کردن اشیا یی
که زیر خاک نمایان می شود به آن جا می روند و چیزهایی پیدا می کنند. ما هم
رفتیم و برای اولین بار با آن جا آشنا شدم که آن را ((کوه بینو)) می
نامیدند و می گفتند: همیشه اشیاءی گران بهایی از آنجا کشف می شود. هیمشه
دلم می خواست بدانم اینجا چه جایی بوده است و چه کسانی اینجا و کی زندگی می
کرده اند؟ بعدها که بزرگتر شدم از این حسرت می خوردم که چرا این محوطه ی
عظیم مورد کاوش و تحقیق میراث فرهنگی قرار نمی گیرد و مردم منطقه هرساله با
کاوش های غیر قانونی قسمتی از آن را خراب و به هم می زنند. کم کم در
امتداد بزرگ شدن و جستجو در اطراف به آثار دیگری در روستای خود و روستاهای
مجاور خود بر می خوردم که فکر می کردم باید اینها به هم مربوط باشد و این
همه تپه همین طور به وجود نیامده است. همینطور شاهد آن بودم که سکه و
چیزهای قیمتی از این نواحی کشف می شود و مردم آنها را می فروشند، تاجایی که
در یکی ازسال ها در حوالی روستای ((لنگیر سفلی)) برای امر جاده سازی
لودر کوزه ای پر از طلا را هنگام خاک برداری از یکی از این تپه ها از خاک
بیرون آورد و مردم سکه های بسیاری دیدند و حتی منجر به درگیری در روستا شد
به طوری که بنابه گفته مردم راننده لودر چون کوزه ی اصلی را دیده بود کوزه
پر از طلا را برداشت و لودر را رها کرد و رفت. از آن زمان پیش خود فکر می
کردم این منطقه باید دارای تمدن و فرهنگی کهن باشد و مایل بودم در این
رابطه چیزهایی بدانم. با ورود به دانشگاه در رشته علوم اجتماعی و اهمیت
تحقیق در مورد فرهنگ ها این زمینه برای من فراهم شد تا بتوانم تحقیقی را در
زمینه هویت فرهنگی منطقه ی زیدون انجام بدهم. این هویت فرهنگی مسلمأ باید
بسیار غنی و تاریخی باشد که البته تا زمان حال ادامه داشته است و طی سالیان
آینده نیز همین طور خواهد بود. این نکته بیش از همه، نظر من را به خود جلب
کرده است که مردم این منطقه همیشه از کلیت و یکپارچگی این منطقه صحبت می
کنند و با این که منطقه 43 روستا و یک مرکز شهری دارد ولی در پاسخ به این
سوال که شما کجا یی هستید خود را زیدونی می نامند و می گویند ما اهل
زیدون هستیم خواه اهل چشمه مراد باشد یا قلعه کعبی یا هر روستای دیگر.
از آن جائی که فرهنگ یک کشور از به هم پیوستن اجزاء فرهنگی مناطق مختلف آن
کشور تشکیل می شود لازم است بررسی هایی صورت گیرد و این اجزاء را یکی یکی
تشریح کرد و به ثبت رساند تا هم کلیت فرهنگی کشور مشخص شود و هم از پاک شدن
و رفتن این فرهنگ ها از خاطره ها جلوگیری شود زیرا همین فرهنگ پیشینیان
است که چراغ راه آیندگان می شود، از ریشه ی آنهاست که فرهنگ ها تکامل می
یابند و تجدید می شوند. به خاطر این که تا این زمان تحقیقی در این زمینه در
این منطقه صورت نگرفته است این خطر وجود دارد که با گذشت زمان نه تنها این
فرهنگ ها تغییر کند بلکه متحول شوند و به خاطر به ثبت نرسیدن آنها به
عنوان یک پدیده فرهنگی از بین بروند آن چنان که گوئی وجود نداشته اند.
همچنین تحقیق در این زمینه باعث می شود ارتباط با دیگر فرهنگ ها از این
طریق مشخص شود. بنابراین لزوم و ضرورت شناخت این فرهنگ، تحقیق در این زمینه
را ایجاب می کند .
از این رو در این تحقیق تأکید بر این است که با روشن کردن پیشینه ی فرهنگی و
تاریخی منطقه، به چگونگی اجزای فرهنگی مردم منطقه از جمله: عامل تاریخی،
بناهای تاریخی و آثار باستانی، موقعیت جغرافیایی و اکولوژیکی: ویژگی های
منطقه ای و جغرافیایی چون آب و هوا، وسعت سرزمین، منابع طبیعی، ثروت طبیعی،
ثروت زیر زمینی و پراکندگی جمعیت، مراسم، اعیاد، اعتقادات و باور ها،
اقتصاد، روابط خویشاوندی، خانواده و مسائل مربوط به آن، قشربندی اجتماعی،
طب سنتی منطقه، زبان و ادبیات، صنایع دستی و دست آفریده ها و هر آنچه که یک
فرهنگ می تواند داشته باشد بپردازیم.
مسعود گنجی
ganjisocialogist@yahoo.com
یکشنبه 29 آبان 1390
مدیر وبلاگ: علیرضا خلیفه زاده طبقه بندی: تاریخ جنوب،
پنجشنبه 19 آبان 1390
مدیر وبلاگ: علیرضا خلیفه زاده طبقه بندی: لیراوی شناسی ،
سه شنبه 10 آبان 1390
مدیر وبلاگ: علیرضا خلیفه زاده طبقه بندی: عمومی،
به گفته حمیدرضا اكبری (شروه): جایزه ادبی "لیراو" پس از دریافت پنج هزار شعر و داستان از سراسر دنیا در تهران به كار خود پایان میدهد.
دبیر جایزه ادبی «لیراو» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان بیان كرد: آیین پایانی این جشنواره ساعت 15 روز پنجشنبه 19 آبان 90 در تهران به نشانی خیابان مفتح، نبش خیابان سمیه، كتابسرای عطر روشن برپا میشود.
وی افزود: در این مراسم كه با حضور شاعران، نویسندگان و منتقدانی از سراسر كشور برگزار میشود بنا به رای هیات داوران كه تركیبی 19 نفره را تشكیل میدهند برنامههایی در دستور كار مراسم پایانی قرار گرفته است.
او گفت: در این برنامه مدیر یك سایت ادبی و یك شاعر و یك نویسنده از یك سایت كه در سال 89 در این سایت شعر داشتهاند مورد تقدیر قرار میگیرند و از سه نویسنده و سه شاعر برگزیده جایزه ادبی «لیروا» نیز قدردانی خواهد شد.
او اظهار داشت: از داوران و دبیر انجمن ادبی «چوك» نیز كه همكاری بسیار نزدیكی با برگزاركنندگان این جایزه ادبی داشتهاند و از ناشری كه تعداد كتابهای بیشتری در حوزه ادب نسبت به سایر ناشران داشته و جوانگرایی را سرلوحه كار خود قرار داده قدردانی میشود.

اكبری بیان كرد: در این جایزه ادبی از فروغ داوودی به عنوان نوجوانترین شاعر شركتكننده قدردانی میشود و برخی از برگزیدگان به شعرخوانی و داستانخوانی خواهند پرداخت.
دبیر جایزه ادبی «لیراو»، با اشاره به دریافت آثاری از نویسندگان فارسی زبان ساكن كشورهای خارجی، یادآور شد: شاعران و نویسندگان فارسی زبان كشورهای آسیای میانه، اروپا و آمریكا آثاری به دبیرخانه این جایزه ادبی ارسال كردهاند كه متاسفانه به این دلیل كه این آثار در حوزه شعر كلاسیك بود و این جایزه به شعر نو اختصاص داشت آثار این شاعران مورد داوری قرار نگرفت. در واقع میتوان گفت كه این جایزه به نوعی جنبه بینالمللی پیدا كرد.
وی تصریح كرد: جایزه ادبی «لیراو» كاملا خصوصی و مستقل است و تمام كارهای آن را بنده با همكاری فكری اعضای هیات مؤسس كه شامل دكتر اشك داهلن، استاد دانشگاه نرژ و سوئد، میترا بیات، ثریا داوودیحموله، احمد بیگدلی، فرهاد كریمی و 2 نفر دیگر كه اسامی آنها متعاقبا اعلام میشود انجام دادهام.
اكبری شروه توضیح داد: در این جشنواره اكثر برگزیدگان خانم هستند و این نشان میدهد كه خانمها در حوزه هنر و ادب فعالتر و ظرافت خاصی در كار خود دارند.
او یادآور شد: فراخوان این جشنواره اسفند 89 منتشر و آثار تا پایان اردیبهشت 90 دریافت شد. در این جایزه ادبی پنج هزار شعر و داستان از سراسر دنیا به دبیرخانه جشنواره رسید.
وی ادامه داد: به دلیل وفور تعداد جوایز ادبی در نظر داریم در این جایزه ادبی هر ساله و از سال آینده تنها از یك نویسنده و یا شاعر ایرانی تجلیل كنیم و در كنار آن یك سایت ادبی و یا ناشر فعال را مورد تقدیر قرار دهیم.
به قلم استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران
«جنبش مشروطه» و پیامدهای تاریخی آن بازخوانی شد

خبرگزاری
كتاب ایران (ایبنا)، فصل نخست كتاب با عنوان «زمینههای جنبش مشروطه»، به
پی كاوی رویدادهایی پرداخته است كه مقدمات مشروطیت را فراهم آوردند. از دید
مولف كتاب، برخورد ایران با مدنیت جدید غرب پیامدهای بسیاری داشت. یكی از
آن پیامدها بخشیدن امتیازات فراوان به استعمارگران غربی بود.
رحمانیان
مینویسد: «زخمهایی كه از ناحیه قراردادها و امتیازات به روح ملی
ایرانیان وارد آمد، به هوشیاری و بیداری انجامید.» (ص 18) اصلاحات عباس
میرزا و ورود اندیشهها و آموزههای سیاسی جدید به ایران نیز از دید
نویسنده كتاب یكی دیگر از زمینههای پدید آمدن جنبش مشروطه بود. این
اصلاحات ابتدا در تبریز آغاز شد و كوششی برای اخذ و اقتباس علوم و فنون
جدید غرب بود. در دوره ناصری اندیشه اصلاحات پیشرفت نمایانی داشت.
از
سویی دیگر، رحمانیان در این فصل به بررسی زمینههای اقتصادی و اجتماعی
جنبش مشروطه میپردازد و وخامت اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران در سده 19
میلادی را از جمله علل و زمینههای وقوع مشروطیت برمیشمارد.
سه
علت دیگری كه از دید نویسنده، زمینهساز دگرگونیهای مشروطیت شد، عبارتند
از: جنبش تنباكو كه رحمانیان آن را پیش درآمد مشروطه و «زادگاه مفهوم ملت
به معنای جدید كلمه» دانسته است (ص 35)؛ كشته شدن ناصرالدین شاه كه از
پیامدهای جنبش تنباكو بود؛ و سرانجام از تحولات دوره مظفری و گسترش
نارضایتی و اعتراض مردم، یاد شده است.
ظهور مشروطیت
فصل
دوم «ظهور مشروطیت» عنوان گرفته است. در آغاز این فصل از رویدادهایی كه
جنبش مشروطیت را شكل بخشیدند، نام برده شده است. اتحاد سید عبدالله بهبهانی
و سید محمد طباطبایی ـ دو رهبر مشروطیت و از مجتهدین طراز اول تهران ـ به
اعتراضات جهتدهی و سامانبخشی داد.
رحمانیان آنگاه به تشریح
رویدادی میپردازد كه در تاریخ مشروطیت به «مهاجرت صغری» معروف شده است.
این مهاجرت، حركت اعتراضآمیز دو رهبر مشروطیت و شمار زیادی از هواداران
آنها به آرامگاه حضرت عبدالعظیم بود. آنها خواستههایی داشتند كه عمدهترین
آن تاسیس «عدالت خانه» بود. رحمانیان مینویسد: «درخواست عدالتخانه جنبه
دینی و شرعی داشت و تنها ناظر به درخواست اصلاح امور قضایی بود» (ص 63)
بخش
دیگر این فصل درباره «سرسختی و لجاجت عین الدوله» است. صدراعظم مظفرالدین
شاه بر مواضع سختگیرانه خود پای میفشرد، تا آن كه رفتار او به «مهاجرت
كبری» و رفتن علما و رهبران مشروطیت به قم انجامید. بستنشینی در باغ سفارت
انگلیس، صدور فرمان مشروطیت و فرمان بازگشت علما به تهران، از دیگر
بخشهای این فصل است.
مشروطیت در بحران
در فصل
سوم از مجلس اول مشروطیت یاد میشود. عنوانی كه برای این فصل برگزیده شده
«مشروطیت در بحران» است. نویسنده نخست به بررسی انتخابات مجلس اول
میپردازد و مینویسد: «با همه دشواریها و كاستیهایی كه در آن روزگار
وجود داشت، انتخابات نسبتا كاملی برگزار شد.» به دنبال آن درباره «تدوین
قانون اساسی و متمم آن» توضیحاتی را میآورد و به تشریح مسایل و
دشواریهایی میپردازد كه نمایندگان مجلس با آن رو در رو بودند.
بخش
بعدی به اقدامات محمدعلی شاه اختصاص یافته است. این اقدامات منجر به پدید
آمدن رخدادهایی تعیین كننده شد. رحمانیان مینویسد كه شاه از همان آغاز با
نظام مشروطیت سازگاری نداشت. سپس به پیگیری و بازگویی رویدادها میپردازد و
چگونگی شكلگیری حوادث را نشان میدهد؛ تا آن كه اتفاقات ناگزیر، به
كودتای شاه علیه مشروطیت میانجامد. بدین گونه مرحلهای مهم از جنبش مشروطه
ایران به پایان میرسد و به تعبیر رحمانیان: «دفتر مشروطه اول بسته
میشود»
فاصله میان كودتای محمدعلی شاه (2 تیر 1287 خ) تا فتح
تهران توسط نیروهای مشروطهخواه (22 تیر 1288خ) اصطلاحا دوره «استبداد
صغیر» نامیده میشود. فصل چهارم كتاب «جنبش مشروطه» درباره این برهه زمانی
است. رحمانیان مینویسد كه محمدعلی شاه به توپ بستن مجلس را «انحلال و
انفصال موقت اعلام كرد» و وعده داد كه پس از سه ماه به انجام انتخابات
میپردازد. این در واقع فریبی بیش نبود.
جنبش مشروطیت؛ شكست یا پیروزی
نویسنده
آنگاه به توضیح موضع علمای مشروطهخواه نجف در برابر كودتا و استبداد صغیر
اشاره میكند و خیزش تبریز و آذربایجان را پی میگیرد. حركت مجاهدان گیلان
و بختیاری و فتح تهران و پایان حكومت محمدعلی شاه، دو بخش انتهایی این فصل
است. بدین گونه دوره استبداد صغیر پس از حدود 13 ماه به پایان میرسد.
فصل
پنجم كتاب، «مجلس دوم» نام دارد. در این فصل به بررسی نخستین اقدامات
مشروطهخواهان پس از فتح تهران پرداخته شده است. رحمانیان در بخش دیگری از
این فصل موضوع برآمدن احزاب سیاسی را كندوكاو میكند و چالشهای پیش روی
مجلس دوم را برمیشمارد. آنگاه به مساله خلع سلاح مجاهدان و حادثه پارك
اتابك، كه خود سرآغاز دیگری در مشروطیت بود، توجه میكند و سرانجام به
ماجرای مورگان شوستر آمریكایی كه به اولتیماتوم روس برای اخراج او و دو
دستگی میان مشروطهخواهان انجامید، میپردازد.
«پی گفتار» كتاب نیز
«جنبش مشروطه؛ شكست یا پیروزی» عنوان گرفته و تحلیلی از حوادث مشروطیت
است. رحمانیان در این بخش به علتشناسی شكست مشروطیت پرداخته است.
كتابنامه، فهرستها و نمایه، پایانبخش مطالب كتاب است.
چاپ نخست
كتاب «جنبش مشروطه» نوشته داریوش رحمانیان را كانون اندیشه جوان با شمارگان
2500 نسخه و به بهای 3500 تومان در 224 صفحه منتشر كرده است.
علیرضا خلیفه زاده ام . 28 اسفند 1351 در روستای اجدادی ام « باباحسنی جنوبی» از دهستان لیراوی ( شهرستان دیلم - استان بوشهر ) چشم بر بهار گشودم... و در حال حاضر استان البرز شهر کرج.
کشتی نجات یا اباعبدالله
جانم به فدات یا ابا عبدالله
هرروز سلام بر پیمبر، امروز
بر تو صلوات یا اباعبدالله